0362

دلم نمیاد بگم...

ولی قصه من ُ تـــو داره نفس ـایِ آخر ـِش ُ میکشه به لطفِ خیلی از اتفاق ـا...

گفته بودم این آخرین فرصتِ... یادته ؟

دیگه تموم :)


+ شکر ـِت خدا... حتی تو این دقایقِ آخر ! رَضاً به...

درد ـِش تا یک هفته ـس... بعد کم کم آروم میشه ! دقیقا مثه هرویین میمونه...

0361

قانون ششم...

هیچ ـوقت بغض ُ اشکِ من ُ نذار به ـپایِ ضعف ـَم ! زن اگه بغض نکنه ، اگه گریه نکنه ، اگه شکایت نکنه که زن نیست ! اگه یک ـروز نه بغض کردم ، نه اشک ریختم ، بدون دیگه دل ـَم باهات نیست ! رو ویژگی ـهایِ یک ـزن حساس نشو... یاد ـبگیر که باید چه ـجوری هوایِ دلِ یک ـزن ُ داشت ! بهت دیکته میکنم طریقه دوست داشتنِ یک ـزن ُ...

بنویس !

1 - بهش توجه کنم...

2 - همیشه ُ همیشه ازش تعریف کنم ُ هوا ـش ُ داشته باشم...

3 - ....



+ آهنگِ بلاگ ـَم اتفاقی انتخاب شده بود ، ولی عجیب با شب ـایِ من عجین شده...


+ اون یکی بلاگ ـَم فکر کنم از کار افتاده و من :|

0360

وقتی...

این ـقدر دل ـتنگی که حتی از تصورِ این ـکه کنار ـِت بشینه ُ نگات کنه ، اروم بغض میکنی ، ولی بهش قول دادی که دیگه گریه نه ! واسه همین تلخ بخندی...


+ مستر... من تموم میشم... بیا !

0359

این ـکه چند ـروزه من پُـر شدم از انرژیِ منفی ُ هر ـروز از همه ـچی شاکی ـم ُ ... این ـا دروغ نیست ! اصلا حالِ دل ـَم تو این ـمدت خوب نیست... این ـروز ـا خیلی کم دارم ـِت... خیلی زیاد ! تو هم حس میکنی که از هم دور شدیم ؟ تو بگو نه... تو بازم بگو نه هنوز همه ـچی مثه قبلِ... ولی من حس ـَم داره میگه که یـــِ اتفاق ـایی داره میوفته که اصلا قشنگ نیست... نمیدونم چرا ، ولی بعضی وقت ـا انگار همه ِ دنیا دست به دستِ هم میده که حالِ من ُ خراب کنه... بذار رُک ُ راست بهت بگم ! خیلی حسودی میکنم به مامان ـِت ! بیشترین توجهِ این ـروز ـات واسه خانواده ـَتِ ُ...

این ـکه شب ـا واسه خانواده ـَت وقت داری ولی به من که میرسه میخوابی بغض نداره ؟ این ـکه استثنائاً دیشب خیلی خوابم میومد ُ اتفاقاً تو دیشب تا دیر ـوقت بیدار بودی ُ... این بغض نداره ؟ این بغض نداره که...


+ گفته بودم بی ـمحلی یا کم ـمحلی ببینم میرم... بادته ؟...

0358

این ـقدر که بهت غر زدم واسه تلفن ـایی که وقتی باهم ـیم ُ بهت میشه ، که امروز صبح گفتی دیر ـتر میای ! شب عصبی میشم ُ این ـقدر تلخ ُ بد ـمزه بهت میگم هر ـجور راحتی ! که امروز میفهمم یک ـساعت دیر ـتر اومدی که همه تلفن ـکاری ـات تموم بشه ُ به کارگر تا بگی برنامه امروز ُ بعد بیای پیش ـَم ! که وقتی همه که باهم بودیم ازم میپرسیدی میشه جواب بدم تلفن ُ یا نه ! که فقط خودم میدونم چقدر ذوق تو دل ـَم جمع بود !

از 7:50 بیداری ُ بیرون ُ من بلاخره ساعت 9:10 از خرِ شیطون اومدم پایین ُ گذاشتم بیای تو... بگم چقدر خوشحال بودم که عصبی نبودی ، غر نزدی ، مهربون بودی...

که وقتی دراز ـکشیدی هر ـکار بخوام انجام میدی ! " مستر میشه بری چراغ اشپزخونه رو خاموش کنی ؟ مستر واسم آب میاری ؟ مستر گوشی ـم رو دراور مونده ، میدی بهم ؟ مستر بیسیم زنگ میخوره ، از تو سالن میاری ؟ مستر... "

از حق نگذریم تو خیلی ماه ـی... خیلی...


+ شکر ـِت خدا... شکر ! :)

+ حرف ـایی که امروز زدیم ، میرسه تیر ـماه ، نه ؟ از تیر تا شهریور چند ـتا بخوابم تا عروسِ مامان ـِت بشم ؟ هوم ؟... :)

0357

واسم گوجه ـسبز آوردی ! اونم از خونه !!!

من باور ـَم نمیشه این ـهمه تغییری که کردی ُ...

دوست ـِت دارم ، دوست ـِت دارم ، دوست ـِت دارم...

0356

وقتی بینِ اون ـهمه کار ـِش ُ گریهِ پایِ تلفن ـِت میاد دنبال ـِت ُ فقط فاصله مترو تا کلاس ُ میرسونت ُ بهش میگی که هنوز وقت داری ُ یک ـساعتی ُ باهاش تو خیابون ـآ میچرخی ُ با این ـکه کار داره ُ گوشی ـش مدام داره زنگ میخوره ، با این ـکه گرم ـِشِ ُ اعصاب ـِش بهم ریخته ولی بازم باهات میخنده ُ میشنوه حرف ـات ُ... وقتی میبینی دراه میره یـــِ سمتِ دیگه ُ میپرسی کجا داریم میریم ُ میگه میریم همینجوری ، تو حرف ـات ُ بزن ! وقتی غر میزنم ُ اعصاب ـِت ُ خورد میکنم ، ولی عوض ـِش بهم میگی " زن اگه غر نزنه باید بهش شک کرد ! بگو عزیزم :) " وقتی من عاشقِ این آرامشِ اعصاب ـِتم که فقط مثبت فکر میکنی ُ زبونِ من لال میشه از این ـهمه منفی ـگراییِ ذهن ـَم ! وقتی خیلی جدی میگی من تابستون میام ! میدونی ؟ این میام گفتنِ محکم ـِت ُ فقط لازم داشتم واسه این ـروز ـا ! ؟ لعنت به همه آدم ـایی که فقط با حرف ـاشون من ُ مشوش میکنن ! لعنت به همه اون ـایی که مغز ُ ذهنِ من ُ پُرِ بد ـبینی بهت میکنن ! تو خوبی ! نه ، تو عالی هستی ! تو بهترین مرد ـی هستی که دیدم ، خدا وقتی تو رو بهم داد روزِ تولدم بود... یادته ؟ مگه میشه کادوِ خدا بد باشه اخه ؟...

وقتی اخم کردم ، لوس شدم ، بد شدم ، تو داری میخندی ُ من فقط با بغض خیره میشم بهت... وقتی داری مطمئن از اینده میگی ُ ذهنِ من بازم به منفی ـبافی ادامه میده... لعنت به ذهنِ من که میخواد هیمشه خراب کنه... عزیزِ روحِ من... عزیزِ قلبِ من... عزیزِ نامه ـهایِ من... من این بغضِ از سرِ بد بودن ـَم ُ کجا بذارم ؟...

همین که فقط از امروز ُ زبونِ تلخ ـَم بگم واسه شرمندگی ـم ازت بسه... گاهی هوس میکنم لب ـام ُ بهم بدوزم که دیگه نیش نزنه به قلب ـِت... چقدر من عذاب میدم توئه مهربون ُ...

دروغ گفتم ! امروز بهت دروغ گفتم که خیلی اذیت ـَم کردی... میخواستم بازم لوس بشم ! بازم لوس ـَم کنی... دروغ گفتم که شاید به یکی از این لندِهور ـا جواب بدم :| میخواستم لج دربیارم ! " من " این روز ـا عجیب خر شده :|

از حجمِ دوست داشتن ـِت بغض کردم الان... بببین... دست ـام مثه صبح یخ کرده ، میای گرم ـِشون کنی ؟... پسر ، من خیلی تو رو میخـــــــــــوام !


+ مشتی از دیروز ظهر و امروز صبح :)

0355

زنگ میزنم بهش ٬ علاوه ـبر ـاین که قهر ـَم ُ اصن دل ـَم نمیخواد مهربون باشم  با حرص میگم عزیزم ؟  معلومه تو کجایی ؟ بعله دیگه  اوشونم کاملا با دقت و زمان ـنبدی توضیح میدن که چه خبر ـا ُ اینا  مدام هم میگه خانوم ـَم خیلی باشئوره ُ اصن قهر نمیکنه ُ از این صُبَتا  منم مثلا خر شدم الان   برایِ اولین ـبار در ایران  با آرامش باهاش دعوا کردم ُ همش کوبوندم ـِش که به من توجه نمیکنی  من ُ دوست نداری  همش خودت ُ غرقِ کار کردی  دیگه اینقدر با آرامش ُ حرص این حرف ـا رو زدم ُ فضا مزخرف شد که یهو خودم پتق زدم زیرِ خنده  کوفت  آخاهی هم که فرصت طلب  مثلا باز من ُ خر کرد ُ یـــِ سری سخنرانی ـا جهت تاید بر خر شدنِ اینجانب انجام داد  تازشم رو فرمونِ ماشین این خط ٬ این نشون ُ کشید که مثلا خر است هر کی به زن ـِش توجه نکنه   منم که از آخاهی فرصت طلب ـتر  گفتم اصن این خواهری ـت معلوم نیس میخواد به ما کمک کنه یا نه  چرا هیچ اقدامی نمیکنه ؟  که آخاهی گفت خودم بهش گفتم دست نگه داره که جوابِ ارشد بیاد  حالا همه چیز گیرِ ارشد ُ نتایجِ دیگه ... داشتم به لوس شدن ادامه میدادم که آخاهی گفت اُه اُه بتن اومد ! من برم  مثه اَن خورد تو صورتم فقط  

حالا واسه یـــِ بارم که شده خواستم احساس کنه لیدی ـش خانوم شده ُ اینا

 

 

+ خدایا... هرچی خودت واسه ـمون صلاح بدونی... رضاً به رِضائک...

0354

وقتی از دل ـِت درمیاره ُ حتی تصورِ حرف ـایی که زدین ُ خیال ـایی که با ـهم چیدین هم بهت انرژی میده ُ لبخند میشونه رو لب ـایِ جفت ـِتون :)

شکرت خدایِ قشنگِ لحظه ـهامون :)


+ هنوز کار ـایِ فردا ـم ُ نکشیدم :| حوصله ندارم :| خواب ـَم میاد :| آخه این چه انتظارات ـیِ که اساتید ازم ـون دارن ؟ :دی

0353

نمی ـدانم بغض ـهایم را کجا پنهان کنم که نبینی ، که آزار ـَت ندهند که نفس ـهایِ عمیقِ پایِ صحبت ـهایمان که با هر ـنفس بغض ـی را میفرستم تهِ گلو تا مبادا چیزی بگوید که آزرده خاطر ـَت کند، این بغض ـهایی که سد میکند راهِ صدا ـیم را... واقعا نمی ـدانم...

نبودنِ این ـروز ـهایت را میگذرام به ـحسابِ مشغله ـهایِ کاری ـَت ، میگذارم به ـحسابِ خراب ـکاری که خودم کردم که الآن در خانه بروی زیرِ ذره ـبین ! اما تو به من بگو وقتی که نیستی من چگونه شب کنم روز ـهایم را ُ ماه را تحویلِ خورشید دهم ؟...

می ـدانم که تمامِ این تلاش ـهایت برایِ زندگیِ خود ـِمان است ، می ـدانم که می ـخواهی اولِ زندگی ـمان بی ـنیاز باشیم ، اما... اما میشود گاهی میانِ حجمِ کار ـهایت دل ـخوشی ـهایِ من یادت نرود ؟ میشود یادت نرود که من عاشقِ رُزِ سفید ـَم ُ همه دل ـخوشی ـم... بگذریم...

اما...

مگر میشود ؟ مگر میشود این ـهمه دلتنگی از نبود ـَت را پنهان کرد ؟ کِی بشود تا خیال ـَم جمع شود برایِ همیشه ُ ابدی داشتن ـَت... میشود یعنی ؟... میشود که دیگر نگرانِ نبود ـَت نباشم ؟ میشود که دیگر همیشه برایِ من باشی فقط ؟... میشود که دیگر شب ـها تنها نباشم ؟ میشود که دیگر هر لحظه بغض سراغِ صدایِ لعنتی ـَم نیاید ُ این روح آرام بگیرد سرِ جای ـَش ؟ میشود ؟...

میدانی ؟ یک زن تا یک جایی میتواند خانوم باشد ! میتواند تحمل کند ، میتواند ارام باشد ! دیگر نمیخواهم بشنوم که فراموش کردم ، دیگر نمیخواهم بگویی شرمنده یادم رفت ! دیگر نمیخواهم بگویی جبران میکنم ! میدانی ؟ نبودن ـهایت این ـقدر در دل ـَم زیاد شده است که برایِ جبران ـَش شاید تا خودِ خودِ قیامت وقت ـَت را بگیرد !

من این ـجا بغض دارم ُ تو تحمل ـَش را نداری ! من دل ـَم میگیرد ُ تو حوصله ناز خریدنِ دلِ بیچاره ـاَم را نداری ! من شب ـها تنهایی ـهایم را بغل میکنم ُ تو راحت میخوابی تا خودِ صبح... اصلا گاهی لعنت میفرستم به کار ! به کار که تمامِ وقت ـَت را میگیرد ُ شب ـها خستگی ـهایت برای ـَم می ـماند... این ـروز ـها ، عجیب حسِ تنهایی سراغِ دل ـَم میآید... این ـروز ـها هر ـچه سعی میکنم خوبی ـهایِ کوچَک ـَت را ببینم ، شب که میشود ُ یادِ تنهاییِ تا صبح ـَم که می اُفتم تمامِ تلاش ـهایَم پوچ میشود ُ دوباره ، حسِ تلخِ تکراری شدنِ همه ـچیز برای ـَت ، سراغ ـَم میآید...

نمیدانم ، یک ـطوری که سخت نباشد ، از یک ـراه ـی که به ـنظرت درست است ، یک ـجوری ، به ـدلم بفهمان که هنوز برای ـَت جذاب ُ شیرین ـَم مثلِ قبل... به من بفهمان که چرا روز ـهایِ مخصوصِ من یادت میرود ؟ به من بفهمان چرا من همیشه یادم می ـماند ُ تـــو فراموش میکنی ؟ به من بفهمان چرا گاهی حس میکنم کاه ُ پَرَم در ذهن ـَت...

روزِ زن است ُ من هنوز ، باورِ این را ندارم که تمامِ عیدی ـهایِ روز ـهایم را از تـــو نگرفته ـاَم...

دستورِ خدا به زن ، صبور بودن است ، سکوت کردن است، خدایا ؟ میشود بیایی ُ کم ـی با ـهم حرف بزنیم ؟ میشود بگویی چگونه میتوان رویِ همهِ بغض ـها پارچه کشید تا دیده نشوند ؟ خدایا میشود کمی این کاکتوس ـهایِ فراموش ـکار را تنبیه کنی که دیگر یاد ـِشان نرود زن لطیف است ُ همیشه میخواهد ناز ـَش را بخرند ؟...


+ روز زن ، روز مادر ، روزِ این فرشته ِ زمین ـی مبارکِ همه باشه :)

0352

دارم از سر ـدرد منفجر میشم :|

0351

من بازم از همون توت.فرنگی ـا که ظهر با ـهم خوردیم میخوام 

بعد اعصبانی ـَم از خودم :| یادم رفت عکس بگیرم ازشون 


+ هر کی مسخره کنه من ُ الان ، ایشالا تبدیل به مورچه بشه =))

0350

- یـــِ جیگر دارم که آقایِ مجری نداره =))

+ :|

.

هیچی دیگه :| این کلاه ـقرمز ـی هم شده واسه ما مکافات :| :)

0349

وقتی...

مثه وحشی ـا تیغ ُ کشیدی رو پوست ـِت ُ همش وِز وِز میکنی دمِ گوش ـِش که داره میسوزه 

که میاد کنار ـِت میشینه ُ میگه لوسیون بدن ـِت کجا ـس ؟ 779919_tsimuzpzwoap1t9y.gif 

میگی بهش جاش ُ ، بعد کلی با دقت کرم مالی میکنه پوست ـِت ُ بعد ـِشم فوت ـِش میکنه که خُنک بشه ، تازه ـترشم که تا دقیقه آخر ـی که پیش ـِتِ ، ماساژ میده جاش ُ تا خوبِ خوب بشه 707619_thankyou.gif

الان ـَم اصن نمیسوزه دیگه ! بَلَشَم :) دست ـایِ آخاهی ُ میخواست فقط 771019_raepzifoyncze2bv.gif

0348

+ عزیزم لطفاً راجع ـبه تیپ ـی که تو یونی میزدی یـــِ توضیح ـی بهم بده !

- یـــِ تیپِ کاملاً مردونه 433019_sardonic.gif

+ چه عطر ـی میزدی اونوخ ؟

- cool wather :)

+ باشه دیه :| پس منم از فردا تیپ میزنم میرم یونی ُ عطرِ 212sexy ُ میزنم 211519_screaming.gif

- وا :|

+ وا نداره ! چطور تو cool wather ُ یونی میزدی 47319_pfft1.gif

- خو عزیزم ادم همیشه باید بویِ خوب بده !

+ خو منم میخوام بو بدم 635719_sigh.gif

- شما بوی پیاز بده عزیزم 441619_laugh1.gif

+ 526019_eggheadsmile.gif

0347

یـــِ وقتایی که...

گامپ ـی رعد ُ برق میزنه ُ مستر خوب میدونه که من یهو میترسم ُ ضربانِ قلب ـَم تند میشه ، زود اس.ام.اس میزنه ُ میگه " نفسم نترسی ـاااا ! من پیشت ـَم ، چیزی نیست :) "... و من ـی که دنیا دنیا ذوق میکنم که کم ـکم داره راه میوفته ُ میگیره مطلب ُ 



+ اون گوشه رو یـــِ نگاه ـی بندازین :)

0346

هیچی دیگه :)

یـــِ ـمدت باید همه ـچی در سکوت پیش بره :|



+ شکر ـِت خدا :) مثلِ همیشه مواظبِ عشق ـِمون باش :)

+ پستِ قبل ثبتِ موقت شد و محفوظه :)

0345

آیا نی.نی دارا میباشیم ؟ :| 263519_shakinghead.gif


+بعداً نوشت: نع :)

0344

وقتی...

حتی روز ـایِ تعطیل هم میره سر ـکار تا سرمایه ـَش روز ـبه ـروز بیشتر ـتر بشه ُ بتونه به ـقولِ خود ـِش بهترین ُ ترکوندنی ـترین عروسی  ُواست بگیره... 678019_smily_bahal_34.gif



+ مرسی خدایِ بخشنده ُ مهربونِ زندگی ـمون 777819_worship.gif


0343

عشق یعنـــی :

" واست چند ـتا برنامه ٬ مخصوصِ گوشی ٬ مِیل میکنه ! وقتی دانلود میکنی ٬ میبینی که از قبل داشتی ـشون ُ خیلی هم واست برنامه ـهایِ جالب ـی بودن ! ولی هیچ ـی به ـروش نمیاری ُ ازش تشکر میکنی که واست وقت گذاشته ُ برنامه فرستاده ! ولی اون تهِ دل ـِت خوشحال ـی ! خوشحال ـی که هنوز ـَم سلیقه ـهاتون مثه هم ـدیگه ـس... "

 

 

+ یادآوری شد واسم این پست

0342

......

+ چشم عزیزم :)

- یا خدا !  چی گفتی ؟ چشم ؟  باور ـَم نمیشه که ازت این حرف ُ شنیدم ! 

+ 398719_boredsmiley.gif

0341

- خدایا شکرت... چقد من خوشبخت ـَم :)

+ عزیزم خوشبخت ـَم نه ! خوشبخت ـیم 847319_painting.gif

- تو شاید خوشبخت باشی ، ولی نه به اندازه من 241719_pfft2.gif

+ 463819_meltsmile.gif

- خب من چون تو رو دارم  خوشبخت ـَم ، اما تو چی ؟

+ خب منم خودم ُ دارم دیگه 228319_nerdylaff.gif

- 23519_frustratedf.gif

0340

+ پارسال... تو یـــِ همچین شب ـی ! داشتم از استرس میمُردم که چی بهت بگم...

- منم منتظر بودم که تو یـــِ بار دیگه زنگ بزنی...

+ خیلی رو داری ـاااااااا 570419_rolleye.gif



+ مکالمه ِ پریشب 433019_sardonic.gif

0339

- چقد خنده ـهات ُ دوست دارم :)

+ عزیزم پس همه اون قلقلک ـایِ ترسناک ـی که بهم تزریق میکردی ، همه ـش نقشه بود ؟

-  

+ 

0338

مثلا دیرزو سال ـگرد ـِمون بود... که خب به ـخیر گذشت :دی

0337

مستر عرض فرمودن که جدیداً با پست ـایِ بنده حالِ بیشتری میکنن :| خب این ینی این ـکه...

" لیدی ، این خیلی خوبه که دیگه کمتر میری نت ُ تو پست ـا کمتر حرف میزنی ُ بیشتر درس میخونی این ـروزا :) "

و من :|

0336

هیچی دیگه... تازگی ـا " من " خر شده است  ذره ـبین برداشتم ُ افتادم به ـجونِ نکاتِ منفی ُ اشتباه ـات ـِمون ُ دارم حس میکنم من ُ مستر عمرا بهم برسیم  بعد آرامش مارامش هم که بیخیال همش دارم غر میزنم ُ دم ـبه ـدَقه جمله ـیِ " من میترسم " سند میشه واسه اوشون   آقایی هم تا یـــِ جاهایی تحمل داره دیگه...  من که میدنم ما همچنان عاشقیم اصن  بَلَشَم

0335

یـــِ وقتایی که...

یک ـدانه تُرُبچه   بهت میگه زَ ـدایی ---> ترجمه : زن ـدایی

0334

یـــِ وقتایی که...

یک ـماه ُ چند ـروز میشه که ندیدی ـش ُ انگار جور نمیشه که چشم ـِت به جمال ـِش روشن بشه... که فقط حُکم ـِت صبر ُ صبره...

0333

یـــِ وقتایی که بهم میگی...

عروسکِ نازِ خودم